زندگی نامه مختصر امام هادی علیه السلام
55 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

کوتاه، درباره امام هادی علیه الصلاه و السلام

نام مبارک امام هادی علیه السلام علی است و فرزند امام نهم حضرت محمد الجواد علیه السلام و نام مادرشان سمانه است و بعضی گفته اند کنیه مادر حضرت ام الفضل بوده. او بانویی بزرگوار، عالمه، عارفه، زاهده، قاری قرآن و امولد(یعنی کنیزی که صاحب فرزند شده) و این بانو غیر از ام الفضل است که دختر مأمون بوده و همسر جواد الائمه علیه السلام. بعضی هم نام مادر حضرت هادی علیه السلام را ماریه قبطیه، غزاله مغربیه و سیده، حدیث گفته اند اما آنچه که مهم است جنبه های اخلاقی و ایمانی قویاست که برای مادر حضرت در کتب مربوطه نقل کرده اند.
کنیه حضرت، ابوالحسن، ابوالحسن ثالث و ابوالحسن ماضی است و القاب مبارک حضرت: هادی، مرتضی، عسکری، عالم،رشید، شهید، وفی، نجیب، تقی، متوکل، فقیه، امین، ناصح و...
امام جواد، امام هادی و امام حسن عسگری
علیهم السلام را ابن الرضا نیز می گفتند و این به واسطه شهرت قداست و علم وکمال امام رضاعلیه السلام در پی ولایت عهدی بوده است.
در تاریخ ولادت حضرت مانند سایر ائمه اختلاف نظر وجود دارد. شیخ مفید در المقنعه و شیخ طوسی در التهذیب و مجلسی در بحار و جمع دیگری از علما نیمه ماه ذی الحجه سال ۲۱۲ هجری قمری ذکر کرده اند و این قول مشهور است و محدث قمی نیز این قول را اشهر معرفی می کند. البته بزرگان گذشته و بعضی از بزرگان، اقوال دیگر چون ۲۷ ذی الحجه یا یک شب به آخر ذی الحجه ۲۱۲ و بعضی در سیزدهم ماه رجب ۲۱۴ گفته اند. محل تولد حضرت در اطراف مدینه منوره در محلیبه نام صریا بوده و تاریخ وفات آن امام را بعضی سوم رجب سال ۲۵۴ هجری قمری و بعضی سه یا چهار یا پنج شب به آخر ماه جمادی الثانیه ،۲۵۴ و بعضی رجب سال ۲۵۰گفته اند و این قول نادر است.بنابر این که تولد حضرت در سال ۲۱۲ و شهادت در سال ۲۵۴باشد طول عمر مبارک حضرت نزدیک ۴۲ سال بوده است و این قول مشهور است و اگر تولد به سال ۲۱۴ باشد و وفات ایشان در سال ۲۵۴ باشد مدت عمر حضرت چهل سال است.
حضرت در سن هشت سال واندی به امامت رسیده اند زیرا وفات امام جواد
علیه السلام به سال۲۲۰ هجری قمری در بغداد بوده است و در آن زمان حضرت هادی علیه السلام در مدینه زندگی می فرمودند. لازم به ذکر است حضرت جواد علیه السلام قبل از حرکت به طرف بغداد، امام هادی علیه السلام را به عنوان وصی و امام بعد از خود به خواص اصحاب معرفی می فرمودند.

دوران امامت
امام هادی
علیه السلام مجموعاً با هفت خلیفه معاصر بودند. در زمان حیات پدر بزرگوارشان با مأمون و معتصم هشت سال و اندی هم عصر بودند، چون مأمون از دنیا رفت و معتصم در سال ۲۲۰ حضرت جواد علیه السلام را شهید کرد، حضرت عهده دار مقام امامت شدند و در این مدت با چند خلیفه جائر و سفاک هم زمان بودند که شقی ترین و نامی ترین آنها متوکل است.
بنابر آنچه ابن اثیردر الکامل می نویسد سال ۲۷ معتصم از دنیا رفت، سال ۲۳۲ واثق از دنیا رفت، سال ۲۴۷متوکل کشته شد، سال ۲۴۸ منتصر از دنیا رفت، سال ۲۵۲ مستعین خود را از خلافت خلع کرد و با معتز بیعت شد و درسال ۲۵۵ معتز خلع شد.
محدث قمی و دیگران می نویسند بنابر روایتی متوکل آن حضرت را در سال ۲۴۳ به سامره طلبید. مدت اقامت آن جناب در سامره قریب یازده سال و بنابر قول مسعودی قریب نوزده سال می شود. محدث قمی می فرماید: در ایام معتز لعنه الله آن حضرت را زهردادند و شهید کردند.
حضرت در این مدت درسامرا شدیداً زیر نظر حکومت بودند حتی دوستان حضرت به طور آزاد از ملاقات حضرت ممنوع بودند. وکلای حضرت زیر نظر بودند و بعضی به زندان افتادند ولی امام هادی
علیه السلام با کمال هوشیاری به وظیفه خطیر امامت عمل می کردند و در حفظ اسلام ناب کوشا بودند و زمینه را برای حکومت عدل الهی مهیا می کردند.
در زمان امام باقر وصادق
علیهما السلام نسبت به دوران امام هادی علیه السلام آزادی بیشتری بود. به واسطه جنگ بنی امیه و بنی عباس و عدم تثبیت حکومت پساز ثبوت حکومت بنی عباس مشکلات شروع شد.
این دو امام بزرگوارجلسه درس داشتند و شاگردان ایشان در علوم و معارف مختلف از محضرشان بهره مند می شدند. به طوری که شیعه امامیه به مذهب جعفری معروف شد. چون امام جعفر صادق
علیه السلام پیشوای مشهور این مذهب و روایات او در زبان عام و خاص مشهور بود. ولی امام هادی علیه السلام و همچنین فرزند بزرگوارش امام حسن عسکری علیه السلام در زمان خود در محاصره شدید بودند. این امامان جلسه درس آزاد نداشتند. راویان به سختی خدمت ایشان می رسیدند و مأموران دولت کاملاً مواظب رفت و آمدها بودند.
امام هادی و امام حسن عسکری
علیهما السلام در سامرا در محلی نظامی زیرنظر بودند، گاهی شبانگاه مأمورین دولت به خانه ایشان برای بازرسی حمله می کردند و هیچ آرامش و آزادی نداشتند.
اگر حکومت مطلع می شدکسی به حضرت کمک مالی می کند مورد تعقیب قرار می گرفت، زندانی می شد، حتی بعضی را فقط به جرم محبت به امام و ولایت به زندان انداخته بودند و جانشان در خطر بود.شیعیان گاهی نام حضرت هادی
علیه السلام یا حضرت عسکری علیه السلام را نمی توانستند ببرند و با کلمه ناحیه اشاره به حضرت می کردند که از ناحیه مقدس چنین صادر شده است.
در چنین شرایطی شیعیان بیشتر از راه نامه از محضر امام بهره می بردند. در کتب روایی همه جا آمده است؛راوی می گوید: «از امام باقر یا امام صادق
علیهما السلام سؤال کردم» ، «حضرت جواب دادند» و عمده روایات حضوری است. ولی در روایات زمان عسکریین(امام هادی و امام حسن عسکری علیهما السلام)مشخص است که بسیاری از آنها از راه مکاتبه بوده، به طور مخفیانه نامه می نوشتند وحضرت جواب می دادند و همچنین از طریق وکلا حضرت در مناطق مختلف مثلا در قم، ری و مناطق دیگر.
از سوی دیگر دشمنان هم از مقام امام و رهبر شیعیان خوف داشتند زیرا (الملک عقیم) از دست دادن حکومت برای آنها سخت بود و هم آگاه بودند تولد «مهدی عجل الله تعالی فرجه» نزدیک است می خواستند فرعون گونه از تولد مهدی جلوگیری کنند و اگر به دنیا آمد او را بکشند.
لذا این دو امام بزرگوار را در منطقه نظامی محصور کرده و حتی تولد نوزادان آنها را زیر نظر داشتند، البته آنچه خدا خواست شد و وعده الهی محقق گشت.
در واقع امامت حضرت جواد و هادی
علیه السلام در سن کودکی مقدمه ای بود برای قبول جامعه بر پذیرفتن امام در سن کودکی.
اگرچه از ظاهر آیه ۳۰سوره مریم راجع به حضرت عیسی
علیه السلام نیز استفاده می شود که حضرت در کودکی پیامبر بوده و این مسأله از نظر قرآن روشن است، ولی خداوند متعال برای مردم آن زمان هم به طورمحسوس مسأله را روشن نمود.
حضور امام جواد
علیه السلام درمجلس حاکم زمان و پاسخگویی حضرت در سن کودکی به دانشمندان عصر موجب شگفت همگان شدو برای شیعیان اتمام حجت و تقویت قلب و ایمان، و همچنین پاسخ گویی امام هادی علیه السلام به نامه ها و جواب مسائل غامض در سن کودکی همگان را شگفت زده کرده بود.
امام هادی
علیه السلام از علم الهی آنچنان بهره مند بود که جنیدی بزرگترین دانشمند ناصبی مدینه را تحت تأثیر علم خود قرار داد و او را به سوی ولایت و امامت و اهل بیت رهنمون ساخت و از پیروان خودقرار داد و این در حالی بود که امام بر حسب ظاهر هنوز به مقام امامت نرسیده بود و امام جواد علیه السلام در قید حیات بودند.
از این جهت جامعه وقتی می بیند کسی در سن شش سالگی یا هشت سالگی به مشکل ترین مسائل دانشمندان جواب می دهد می تواند به راحتی قبول کند که امامت و ولایت با سن ارتباط ندارد و ممکن است کسی در کودکی به مقام شامخ امامت برسد و این زمینه ساز قبول امامت امام زمان
علیه السلام در سن کودکی بوده، محصور بودن دو امام بزرگوار حالت غیبت گونه آنان و مکاتبه با ایشان مردم را برای غیبت صغری و کبری آماده می ساخت.

دانلود